محمد تقي جعفري

113

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

خداوند با اهميتترين و با عظمتترين حقيقت است ، جزء دوم آن مىباشد . به اين شكل : « اگر خدا وجود داشته باشد ، با اهميتترين و با عظمتترين حقيقت است . تلازم ميان دو جزء اين قضيهء شرطيه قطعى است . منطق علمى براى اثبات تلازم قطعى ميان دو جزء قضيه شرطيه كه مطرح كرده‌ايم ، اينست كه ما بايد طرز تفكرات رشد يافتگان را بررسى نمائيم نه آن مغزها را كه عكسى موهوم از صورتگرىهاى خود را بعنوان خدا نقاشى كرده است كه جز در ذهنهاى عقب - مانده ديده نمىشود و هر خردمند آگاهى ميداند كه وجود واقعى يك مورچهء ضعيف از آن خداى موهوم با اهميتتر و با عظمتتر است ، بلكه اصلا قابل مقايسه با يكديگر نيستند ، زيرا مورچه از واقعيت و هستى برخوردار است ، ولى آن عكس موهوم ذهنى واقعيت ندارد . بعبارت ديگر مفهوم خدا را همچنان كه بايد در اذهان ناتوان از درك واقعيتهاى بالاتر مورد بررسى قرار بدهيم ، بايد دريافت شده‌هاى ارواح بزرگ مانند پيامبران و اوصيا و اولياء اللَّه و حكماى بزرگ مانند ابن سينا و دكارت و جلال الدين مولوى را نيز مورد دقت قرار بدهيم . و بهر حال اگر براى كسى و لو در حد احتمال مفهوم خدا مطرح شود ، موضوعى بالاتر و با اهميتتر و با عظمتتر از آن ، قابل تصور نمىباشد . و به همين جهت است كه حكماء مىگويند : حتى احتمال ضعيف در بارهء وجود خدا كافى است كه انسان را به حسابگرى و خشيت و ابراز اهميت جدى وادار نمايد ، زيرا موضوع بالاترين موضوعى است كه ما فوق آن وجود ندارد . در نتيجه هر اندازه كه معرفت و بينش انسانى در اين دنيا افزايش پيدا كند بر حسابگرى و اهميت و احساس عظمت در بارهء خدا در درون او ميفزايد . البته مضامين آيات متعددى در قرآن اين حقيقت را گوشزد كرده است و در يك آيه صريحا مىگويد : 1 - * ( وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَ ) * ( 1 ) ( جز اين نيست كه از بندگان خدا ،

--> ( 1 ) الفاطر آيهء 28 .